loading...

به سرزمین مــــــــــــــلکه ها خوش آمدید

حجاب,کتاب,نامه ای به خواهرم,من زنده ام,معصومه آباد,مهدی عدالتیان,ان بیست و سه نفر,آپارات,نقی,naghi,کتابخوانی

اول ماجرا(بخشی از کتاب آن بیست و سه نفر)

ملـکـــــــه بازدید : 398 چهارشنبه 27 بهمن 1395 نظرات (2)

مسیر زندگی آدم گاه با اتفاقی کوچک به کلی تغییر می کند اگر همه چیز به حالت عادی پیش می رفت،من همراه حسن اسکندری و بقیه بچه های گردانمان به اردوگاه اسرا منتقل می شدیم.اما...

برای مطالعه به ادامه مطلب مراجعه کنید

واژه اعزام...

ملـکـــــــه بازدید : 454 جمعه 05 آذر 1395 نظرات (0)

 

اولین روز های سال 1361 بود. در حالی که از مقابل ساختمان بسیج جیرفت رد می شدم.فکر می کردم چطور باید عقب افتادگی تحصیلی را جبران کنم و خودم را به هم کلاسی ها برسانم. در همین حال صدای آهنگران مثل آهن ربایی قوی مرا از خیابان فرمانداری تا پشت میز برادر نوزایی فرمانده بسیج کشاند...

 

به ادامه مطلب مراجعه کنید

قسمتی از کتاب من زنده ام!

ملـکـــــــه بازدید : 465 سه شنبه 25 آبان 1395 نظرات (1)

 

پی در پی صدای ضربه های همسایه ها (دکترها و مهندس ها)را بر دیوار سلول می شنیدم که با نگرانی می پرسیدند: چرا جواب نمی دهید. می خواستم بگویم: سرمان شلوغ است و سرگرم مردنمان هستیم.در بهتی مالیخولیایی فرو رفته بودم.به هر طرف نگاه می کردم نه بوی مرگ می داد و نه بوی زندگی ...سرم بزرگ تر از تنم شده بود. دیگر توان کشیدن آن را نداشتم. کاسه ی سرم خالی شده بود و صداها مثل سنگ ریزه هایی بودند که در ظرفی خالی این طرف و آن طرف می شدند...همه همدیگر را می شناختند و به هم نشان می دادند و سلام و خوشآمد می گفتند.دیگر استخوان هایم از اینکه روی زمین سرد  و نمور افتاده بود تیر نمی کشید و درد نمی کرد.چشم هایم همه چیز را زیبا تر ا زهمیشه می دید.افق نگاهم دور و دورتر ها را می دید.راه که میرفتم دیگر سفتی زمین را زیر پایم حس نمی کردم.همه جا رنگ داشت نه از جنس رنگ هایی که از ان ها خاطره داشتم. مور مور بدنم تمام شده بود.نفس هایم راه خود را پیدا کرده بودند.سوار بر کالسکه از باغی عبور کردم که گل هایش آشنا بود اما بزرگتر از باغ حیاطمان بود. مرا با کالسکه در آن می گرداندند...

 

پیشنهاد میکنم این کتاب زیبا رو مطالعه کنید

مقدمه بسیار زیبای کتاب من زنده ام!

ملـکـــــــه بازدید : 401 شنبه 10 مهر 1395 نظرات (0)

 

فکر می کردم برای نوشتن کافی است کاغذ و قلم در اختیارم باشد اما وقتی هر دو ابزار مهیا شد،گویی توانم را برای تحریر از دست داده بودم آنگاه بود که دریافتم کلمات در جوهره ی احساس جان می گیرند و به جوشش می آیند و روی هم می لغزند تا کنار هم قرار گیرند.

سال ها بود سنگینی کلمات را برشانه می کشیدم و هر روز خسته تر و خمیده تر می شدم.یک روز که قدم زنان با این کوله بار سنگین از پیاده رو خیابان وصال می گذشتم...

 

به آقای مرتضی سرهنگی گنجینه ی معرفتی شهدا،جانبازان و آزادگان برخوردم.از حال من پرسید. گفتم:هرچه می روم و هرچه می گذرد ،این بار سبک نمی شود.

گفت :باری که روی شانه های توست فقط از آن تو نیست.باید آن را آهسته و آرام زمین بگذاری و سنگینی آن را با دیگران تقسیم کنی.آنوقت این خاطرات مانند مدال افتخاری در گردن همه ی زنان کشورمان خواهد درخشید.

راه را آغاز کردم اما هر بار که به نفس نفس می افتادم می گفت:راه کوتاه و سهل شده.به مقصد نگاه کن،آرزو ها قشنگ نیستند،این فاصله ی رسیدن به آرزوهاست که قشنگ است.آقای سرهنگی!شما مسیر را برای من سهل ، کوتاه و زیبا کردید. تدوین این کتاب را مدیون راهنمایی های شما هستم و همیشه سپاسگزار شما خواهم بود.

حالا سبک شده ام و می توانم پرواز کنم{1}


{1}. کتاب من زنده ام .خاطرات دوران اسارت  به قلم معصومه آباد ص5/6

 

 

 

 

 

مراسم موش کُشان!!

ملـکـــــــه بازدید : 441 دوشنبه 07 دي 1394 نظرات (1)

 

شب شد و ما برای دیدن موش ها به کمین نشستیم.دیدیم به به ،نه یکی و دوتا و نه ده تا!! پس اینجا خانه ی موش هاست.موش ها به حضور ما اهمیتی نمی دادند.همه یک اندازه و ریز بودند.بعضی گوشه ی پتو را می جویدند و بعضی هم گوشه ی کفش هایمان را به دندان گرفته بودند.بی وجدان ها طنابمان را هم جویده بودند.اینکه چطوری یکی از آن ها در کاسه ی خورش افتاده بود.برایمان زنگ خطر جدی بود.روز بعد در را کوبیدیم و گفتیم:...

 

به ادامه مطلب مراجعه کنید.

درباره ما
Profile Pic
این وبلاگ توسط ملکه ایرانی جهت گسترش فرهنگ حجاب و عفاف طراحی شده است.باشد که بتوانم قدمی در راه ترویج این فرهنگ ارزشمند و والا برداشته باشم.قابل توجه است دراین وبلاگ سعی شده است مطالب کوتاه باشد تا گیراتر و تاثیر گزار تر قرار گیرد. لطفا پس از مطالعه مطالب وبلاگ نظردهید و شما می توانید در این وبلاگ عضو شده و مطالبی درباره حجاب با نام خود برای وبلاگ ارسال کنید تاشما هم بتوانید در این راه قدمی برداشته باشید. باتشکر مدیروبلاگ
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    از100چه نمره ای را به سرزمین ملــکــــــه ها می دهید؟




    پیوندهای روزانه
    درباره سرزمین
    درباره سرزمین
    آمار سایت
  • کل مطالب : 178
  • کل نظرات : 112
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 22
  • آی پی امروز : 12
  • آی پی دیروز : 15
  • بازدید امروز : 32
  • باردید دیروز : 1,114
  • گوگل امروز : 3
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1,211
  • بازدید ماه : 32
  • بازدید سال : 26,750
  • بازدید کلی : 314,868
  • کدهای اختصاصی

    پشتیبانی

    پخش زنده حرم
    پیج رنک گوگل این صفحه را به اشتراک بگذارید
    ابزار رایگانابزار به اشتراک گذاری مطالب

    ابزار هدایت به بالای صفحه


    دريافت کد :: صداياب